
صدای انفجار کوچکی نزدیک سنگر دیدهبانی شنیده شد...............
به نقل از "غریبانه های انتظار": صدای انفجار کوچکی نزدیک سنگر دیدهبانی شنیده شد؛ دویدیم، حسن رضوانی فرمانده گردان رو به بالا افتاد، رنگش سفید شده بود و به سختی نفس میکشید.
فتح الله بهاروند در وبلاگ خاطرات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نوشت: گردان قائم اندیمشک سال ۱۳۶۲ اواخر بهمن ماه حرکت بسوی جبهههای جنوب؛ کاروان به ایستگاه صلواتی جاده اهواز به خرمشهر رسید طوفان شن برپا بود چشم چشم را نمیدید نان خشکی و آب، شربت و چایی به راه بود.
در میان آن باد و خاک، هوا تیره و تار بود اما یقیناً استتار خوبی بود برای رزمندگان، در دو طرف جاده اهواز به خرمشهر دشت همواری است وسیع، طاق و طوق توپخانه به گوش میرسید از کمی آن طرفتر میدان جنگ و شهادت نزدیک است مردان آمدهاند جان بدهند به جانان.
گومرگ بیا همنشین من باش تنها مانع من این سر است، سر قابل نباشد اگر جان رسد به جانان، به نخلستانهای بیسر بگویید امروز نخلهای سرفراز آمدهاند سر بدهند.
کاروان به نزدیکی خرمشهر رسید در دشتی وسیع اردو زدیم چند روزی آنجا بودیم یک روز تمام فرماندهان گردان تا رده دسته رفتیم پاسگاه زید شناسایی توی خط مقدم درون سنگر دیدبانی، یکی یکی میرفتیم نگاه میکردیم اولی و دومی رفتن نگاه کردند.
نفر سوم تک تیرانداز شروع کرد به شلیک برای سرها، فاصله با دشمن کم بود با چشم غیر مسلح سنگرهای دشمن را میشد دید، شعبان و من توی سنگر دیدبانی بودیم، گفتم شعبان سرت را بیار پایین که صدای وزوز عبور گلوله را شنیدیم؛ آمدیم پایین، غلامرضا ابراهیمی پایین سنگر دیدبانی شوخی میکرد سنگ ریزه پرتاب میکرد؛ میگفت «بچهها خمپاره»، با شروع تیراندازی تک تیرانداز، خمپاره ۶۰ هم شروع کرده بود؛ صدای پرتاب خمپاره شنیده میشد، اولی و دومی کمی دورتر خوردند.
ما ۳-۲ متر فاصله گرفتیم خمپاره ۶۰ که صوت ندارد صدای انفجار کوچکی خورد نزدیک سنگر دید بانی؛ دویدیم حسن رضوانی فرمانده گردان بد طور خورده بود، روبالا افتاده بود رنگش سفید شده بود به سختی نفس میکشید.
ابراهیمی گفت «بچهها بیاید کمک»، گفتم الان وقت شوخی نیست پایش را نشان داد راست میگفت ترکش ریزی خورده بود کمی خون ریزی داشت، بچهها کمی مبهوت بودند به سرعت دست کردم تو جیب حسن رضوانی کلید لندکروز را بیرون آوردم بچهها او را انداختن بالا همگی سوار شدند با سرعت به طرف اورژانس خط حرکت کردیم.
روح الله پاپی از بچههای لرستان خدایش بیامرزد از دوستان شعبان بود که در خیبر شهید شد مداحی میکرد و بچهها هم راهی میکردند حال خوبی دست داده بود خدایشان بیامرزد نمیدانم چند تا از آنها یا نیستند یا جوانان آن روز و مردان جا افتاده امروزند.
*مخلصین از مرز ایثار جان و مال براحتی گذشتهاند
نشانه مخلصین این است هرکاری را میکنند برای رضای خداست چه مطلوب طبع آنان باشد یا نباشد، و در راه اطاعت خدا هیچ وابستگی و دل بستگی مانع آنان نمیشود، اندوه آنان وقتی است که نافرمانی خدا صورت گیرد و شادترین روزشان وقت اطاعت خداست.
مظلوم نواز و ظالم ستیزند، از دنیا جز به اندازه ادامه حیاط بهره نمیبرند، همیشه از عدالت خدا هراسان و به بخشش حضرتش امید وارند، زخمهای درون آنان از زخمهای بیشمار که در جبهه ظاهری خوردهاند دردناکتر و عمیقتر است.
چشم توقعی جز به یاری خدا ندارند اما خود با جان دل به یاری نیازمندان میشتابند،نیات و اعمالشان تبلور توحید است زیرا که خدا را مالک و خود را مملوک میدانند.
خدا را حاکم دو جهان و خود را محکوم جانان میدانند، جسم و جان خود را امانتی از پروردگار میداند که باید در راه او بکار رود، نسبت به هیچ کس نه رئیس است نه مرئوس، نه ارباب است نه رعیت بلکه دوست و برادر است برای همه، خیر دنیا و آخرت را برای همه میخواهد، ساحت مقدس مخلصین از مال اندوزی به دور است از مرز ایثار جان و مال براحتی گذشتهاند و بیشمار صفات حسنه.
برچسبها:

برای دانلود مستند "مهار شده" به ادامه بروید
به نقل از "غریبانه های انتظار": متن کامل اعترافات جاسوس دستگیرشده سیا در ایران به همراه لینک دانلود مستند “مهار شده” که توسط شبکه پخش شد
جاسوس سیا می گوید: رئیس کوما به من زنگ زد و گفت: من از طریق دارپا رزومه شما را گرفتم و ما یک برنامه داریم که دوستداریم با ماهمکاری کنید.
مستند “مهار شده” که به چگونگی شکار پهپاد انسانی سازمان سیا در ایران می پردازد شب گذشته از شبکه سوم سیما پخش شد.
به دستور باراک اوباما میز ایران در سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا سیا مامور میشود تا علاوه بر هزینههای گذشته ، فعالیتهای خرابکارانه و جاسوسی که تا کنون انجام میداده ، پروژهای سه جانبه را بسیار محرمانه و با همکاری موساد و MI۶ طراحی کند.
یعنی علاوه بر ترور و جنگ رسانهای سیا تمام توان خود را برای فاز سوم طرح به کار میگیرد راهی برای نفوذ.
حکمتی(جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): تمام مواردی که نیاز داری تا این ماموریت را انجام بدی با جزییات دونه دونه بهت یادمیدهند.
نیاز سازمان سیا جدی است که این پروژه با فوریت و جدیت تمام در دستور کار قرار میگیرد.یک تیم ویژه مامور میشود تا زبدهترین فرد را برای نفوذ به دستگاه اطلاعات ایران انتخاب کند.
فرد مورد نظر در آریزونای آمریکا متولد شده و سابقه یک دهه آموزشهای فشرده اطلاعاتی را در رزومه خود دارد، نام برده در آگوست ۲۰۰۱ در قسمت اطلاعات ارتش آمریکا مشغول به کار میشود.
حکمتی(جاسوس دستگیر شده سیا در ایران): سال ۲۰۰۱ دبیرستان را تمام کردم و تصمیم گرفتم وارد ارتش آمریکا بشوم آگوست ۲۰۰۱ رسماً لباس ارتش آمریکا را پوشیدم و آموزشهای مختلف نظامی اطلاعاتی را دیدم .
از آموزشهای عمومی و ویژه نظامی به دانشگاهی مخصوص فرستاده میشود تا در کنار آموزشهای اطلاعاتی زبانهای خاورمیانهای را نیز بیاموزد.
حکمتی: وقتی که فهمیدند من کمی فارسی بلدم کمی عربی بلدم گفتند که ما دوست داریم شما را بفرستیم به یک دانشگاهی که عربی یادبگیری.
حکمتی حالا به تحلیل گر اطلاعات تبدیل شده که با پوشش نظامی ارتش آمریکا وارد خاک عراق میشود.
ماموریت حکمتی در عراق شناسایی افرادی بین مقامات عراقی است که گرایش به آمریکا دارند، آمریکا میتواند با صرف هزینه آنها را عروسک خیمه شب بازی خود بکند.
حکمتی : نظر مقامات عراقی را در مورد آمریکا و حضور نظامیان آمریکایی در عراق بررسی میکردم هدفمان این بود که در بین سران و مقامات افرادی که تمایل به آمریکا دارند پیدا کنیم و کاری کنیم که در روز وقوع هر مسئله ای اینها از نظامیان و آمریکا حمایت کنند و بعد از ارسال گزارشات ما به اطلاعات ارتش، ماموران امنیتی جلسهای مخفیانه با این مقامات برگزار میکردند و سعی میکردند رابطه نزدیکتری را برقرار سازند.
حکمتی باید افرادی را بیابد که اهداف آمریکا را در خاک عراق تامین کند.
حکمتی: تاجایی که میتوانند امور کشورها را کنترل می کنند مخصوصاً بحث نفت را، آمریکا قصد داشت تا با تصرف چاههای نفت عراق سازمان اوپک را ورشکست کنند و کاری کند که نفت فقط به دلار معامله شود ، تا قدرت آمریکا مقابل چین و روسیه بیشتر باشد یکی از دلایل حضور نظامی آمریکا در عراق اینکه در خاورمیانه حضور داشته باشد و با نفوذ در گروههای اسلامی در بین مردم مسلمان نفوذکند و انحراف ایجاد کند. آمریکا با پوشش آوردن دموکراسی آمد یکی دیگر از اهداف آمریکا کنترل خاورمیانه از جمله ایران، سوریه ، لبنان ،عراق ، بحرین و حتی تونس بود تا ایران برای این کشورها الگو نشود.
حکمتی خیلی زود باید خود را به مقامات مافوق ثابت کند به طوری که بلافاصله پس از پایان ماموریت چند ماهه در عراق به استخدام چندین شرکت اطلاعاتی در میآید. دارپا مرکز پیشرفته تحقیقاتی و اطلاعاتی متعلق به وزارت دفاع آمریکا میباشد و حکمتی را از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ به خدمت گرفت. پس از دارپا حکمتی به KUMAGAMES میرود شرکتی رایانهای که از سازمان سیا پول میگیرد تا فیلمها و بازیهای خاصی را برای تغییر افکار عمومی در خاورمیانه طراحی و رایگان توزیع کند واین بازی هدفش این بود که مردم عراق و همه دنیا را قانع کند که کاری که آمریکا دارد در کشورها انجام میدهد کار خوبی است.
حکمتی :رئیس کوما به من زنگ زد و گفت: من از طریق دارپا رزومه شما را گرفتم و ما یک برنامه داریم که دوستداریم با ماهمکاری کنید.
انتخاب حکمتی برای این است که سیا توانایی وی در دقت به جزئیات محیط و تفکر برای آمریکا را بسنجد .پس از کوما CUBIC کمپانی و شرکت خصوصی که پنهانی به کارهای اطلاعاتی میپردازد تغییر این شرکتها در فاصله زمانی کوتاه به خاطر اینه که حکمتی آموزشهای مختلف را در پوشش کار در شرکتهای مختلف بیاموزد و ضمن اینکه دوستان و همراهان وی به ماهیت ماجرای وی پی نبرند.
حکمتی: این شرکت هم یک پوششی بود برای سازمان سیا و فقط رئیس شرکت میدونه که شما با سازمان کار میکنید.
تیم ویژهای که میز ایران در سیا مامور کرده بود سرانجام حکمتی را برای عملیات پیچیده نفوذ انتخاب میکند اما حکمتی باید پیشاپیش برای این ماموریت مهم و استراتژیک محک زده و آموزش ببیند.
حکمتی: ژولای ۲۰۰۹ خانمی با من تماس گرفت که میگفت کارمند دولت است اسمش دولارس بود.
این آزمونها به همین جا ختم نمیشود حکمتی بارها تست دروغ سنجی و روانشناسی و معاینات پزشکی را با موفقیت پشت سر میگذارد تا دولارس مامور گزینش سیا با وی تماس بگیرد و اعلام کند که تحقیقات خاتمه یافته و حکمتی باید منتظر تماس آنها بماند و در این فاصله حکمتی به عنوان نیروی ویژه به BAESYSTENS فرستاده میشود
حکمتی: یک تماس گرفته شد از BAESYSTENS که باید اونجا بری به عنوان تحلیل گر اطلاعات و اونجا ماموریتها میگیری از مرکز اطلاعات در عراق که یک رئیس داری اونم بهت ماموریت میدهد.
حکمتی در عراق حدود دو سال استفاده از سیستمهای محرمانه و جمعآوری اطلاعات از اماکن و اشخاص مختلف به طور کاربردی را فرا می گیرد در این بین سیا میکوشد تا پوششی مناسب ، برای ماموریت بزرگ وی بیابد.
واشنگتن ۲۰۱۱
حکمتی: یک زن به من زنگ زد گفت بیا پیش ما در واشنگتن او گفت این مراحل آموزش که در عراق فرا گرفتی میخواستیم ببینیم شما اگر امکانات و ظرفیت خوبی دارید برای این پروژه فکر میکردیم که از شما چطوری استفاده کنیم.
میز ایران در سیا که در مقابله با سرویس اطلاعاتی ایران شکستهایی پیدرپی خورده است پروژه نفوذ را حیاتی میبیند و با فوریت و جدیت تمام آن را دنبال میکند و از این رو بزرگترین ماموریت حکمتی که سفر به ایران است در هتل واشنگتن به وی ابلاغ میشود.
حکمتی: من رفتم یک آقایی آمد و یک ساعت و نیم سوالاتی پرسید و گفت:ما برنامههایی برات داریم اگه تو این کار موفق باشی بیشتر بهت آموزش و کار و سفر میدهیم برای این کار هم نیاز داره که بری ایران آیا برای این کار حاضری یا نه؟ من گفتم آره.
مامور سیا با دادن توضیحات ریز و دقیق حکمتی را برای انجام این ماموریت بزرگ توجیه میکند و به وی اطمینان میدهد با پوششی که برای او ایجاد میکنند هیچ مشکلی پیش نیاید. دو طرف طی سه روز بارها نوع مواجه با ماموران اطلاعاتی با پوشش حکمتی را تمرین میکنند.
حکمتی:بعد در مورد این داستان اینقدر تکرار و سوال و تمرین کردیم تا سناریو را خوب بلد شدیم.
سیا تصمیم گرفته تا یکی از زبدهترین نیروهایش که در زمینههای مختلف اطلاعاتی آموزش دیده و حالا دیگه از سطح تحلیلگر اطلاعاتی بالاتر رفته با پوشش یک دلال اطلاعات در مسیر دستگاه امنیتی ایران قرار دهد تا نفوذ صورت گیرد برای این کار فرد مورد نظر به هر طریق ممکن اعتماد سازی کند.
حکمتی: اینکه شما میرید یک منبع میشوید برای وزارت اطلاعات ، سه هفته میری اطلاعات هماهنگ شده را بهشون میدی و یک پولی هم میگیری و بعد برمیگردی.
حکمتی اجازه دسترسی به سریترین سیستمهای اطلاعاتی را پیدا میکند تا برای جمعآوری اطلاعات مورد نیاز پروژه نفوذ، به پادگان بگرام افغانستان فرستاده میشود و در این هنگام شبکههای مختلف ایران که تحرک و فعالیتهای بگرام را زیر نظر دارند از حضور یک آمریکایی ایرانی تبار در این پادگان مطلع میشوند.حکمتی سپس با پروازی به دبی میرود.
حکمتی: ازپایگاه بگرام تا کابل ۴۵ دقیقه فاصله است من در یک مرکز جاسوسی کار میکردم که در بگرام مستقر بود من از بگرام یک سری پرواز داشتم که یکی از آنها از خط بگرام به دبی بود دو روز در دبی مستقر و از آنجا یک بلیط گرفتم و به تهران آمدم.
حجم اطلاعاتی که حکمتی آورده به گونهای است که هر سرویس اطلاعاتی در مواجهه با آن خود را در مقابل منبعی مهم میبیند و سعی میکند تا علاوه بر صحت سنجی هر طور شده این منبع را از دست ندهد و نیاز اطلاعاتیاش بوسیله آن برآورده کند و این همان دامی است که برای ایران پهن شده است.
هر سرویس اطلاعاتی نیاز به اطلاعات دارد هر سرویس اطلاعاتی نیاز به منابع دارد و مخصوصا ایران که با آمریکا دشمن است سازمان سیا در این پروژه به دنبال ایجاد اثر انگشت یا ردپای سرویس اطلاعاتی ایران است تا هر طور شده لااقل یکی از ماموران امنیتی ایران را به دام و پس از درخواست اطلاعات از حکمتی به توانمندی و نیازهای ایران اشراف یابد تا بتواند از آن بعنوان حربهای علیه ایران قرار دهد.
حکمتی: نقشه آنها بود که اولش یکسری اطلاعات ارزشمند را مفت بدهند که بعد ببینند اطلاعات خوبی است یا نه و بعدا با من تماس بگیرند.کسی که تشنه باشه بهش آب می دی ،نمی پرسه آب را از کجا گرفتی و آب می خوره و می گه خیلی ممنون.
ولی دستگاه امنیتی ایران بر این تشنگی اشراف یافت با ارزیابی درستی اطلاعات، به فرعی بودن کار پی میبرد و با شناسایی مسیرها و راههای اعزام فرستاده که حکمتی از آنها عبور کرده بود پروژه نفوذ را کنترل و مهار میکند سربازان گمنام امام زمان(عج) این مجاهدان خاموش جمهوری اسلامی ایران با ردگیری و مهار فرستاده نه تنها پروژه نفوذ را با شکست مواجه کردند بلکه شبکه گسترده جاسوسی با طیف وسیعی از اطلاعات ستاد را شناسایی و منهدم کردند تا روشها ی واسطهها و همکاران این شبکه جاسوسی در اعتبار نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار و بار دیگر نقشه بدخواهان این مرز و بوم فنا شود
لینک دانلود:http://www.313135.com/post/3227
برچسبها:

مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آخرین تحولات منطقه و........
به نقل از "غریبانه های انتظار": مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آخرین تحولات منطقه و ابعاد مختلف حضور ائتلاف مدعی مبارزه با داعش را مورد بررسی قرار داد.
سردار یدالله جوانی درباره عکسی که اخیراً از سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در کنار تعدادی از نیروهای پیشمرگه در شمال عراق منتشر شده است، به العالم گفت: سرلشکر سلیمانی یک چهره شناخته شده جهانی و از یادگاران دوران دفاع مقدس است و سبک فرماندهی ایشان همان سبک فرماندهی در دوران دفاع مقدس است؛ و نگاهی به آن دوران نشان می دهد که فرماندهانی مانند قاسم سلیمانی و شهدایی مانند خرازی و همت و باکری حضور میدانی داشتند، و در عملیات و مواقع منطقه آزادسازی مناطق، در خط مقدم حضور پیدا می کردند.
وی اظهار کرد: ما امروز با توطئهای از جانب آمریکاییها علیه جهان اسلام و متاسفانه با بهرهگیری از برخی ظرفیتهای جهان مواجه هستیم.
جوانی گفت: مقام معظم رهبری، گروه تروریستی - تکفیری داعش و دیگر گروههای تروریستی را فریب خوردگان می دانند؛ با بررسی ساختار داعش متوجه می شویم که سرکردگان این گروه عناصر وابسته بوده و سرویس های (جاسوسی) جهانی پشت سر آنها هستند، و ارتباطات آنها مشهود است؛ ما شاهد حمایتهای عربستان، قطر و ترکیه و رژیم صهیونیستی از داعش در سوریه و عراق هستیم.
وی افزود: امروزه برخی منابع غربی اطلاعاتی در خصوص ارتباطات رژیم صهیونیستی با گروههای تکفیری - تروریستی از جمله داعش در منطقه جولان فاش کردهاند، به عنوان مثال وقتی ابوبکر بغدادی سرکرده داعش به صراحت اعلام میکند که دشمن ما شیعه است و ما کاری با اسرائیل (رژیم صهیونیستی) نداریم در حقیقت این همان خواسته رژیم صهیونیستی است؛ لذا این بیانگر آن است که سرکردگان این گروهها سرسپردگان بیگانگان هستند و متاسفانه آنها از این ظرفیت علیه جهان اسلام استفاده می کنند.
وی خاطرنشان کرد: در سایه چنین وضعیتی نیروهایی که از جمهوری اسلامی به کمک عراقیها و سوریها رفتهاند، صادقانه به آنها کمک میکنند و به این طریق نماینده گان ملت ایران در کنار برادران سوریه و عراق هستند و از آنها حمایت میکنند تا آنها بتوانند با دشمنان اسلام و فریب خوردگان مبارزه کنند که البته شاهد رقم خوردن پیروزیهایی در این عرصه هستیم، و به اعتقاد خیلیها اگر بغداد سقوط نکرد به خاطر حضور و کمک جمهوری اسلامی ایران بود.
جوانی گفت: افرادی چون سردار سلیمانی و دیگران که قدم در این عرصه گذاشتهاند در حقیقت این راه را آگاهانه انتخاب کردهاند و می انند که این مسیر خطرهایی جدی دارد و میتواند به شهادت و ... منجر شود؛ لذا این صداقت و پایداری علاوه بر ایجاد انگیزه و روحیه باعث ایجاد جبهه ای واحد میشود.
وی درباره تلاش داعش برای تصرف شهر مرزی خانقین و واکنش ایران به این امر نیز گفت: گرچه در حوزه عملیات روانی برخی عناصر داعش بحث تهدید ایران را مطرح میکنند اما عناصر اصلی و سرکردگان و کسانی که در واقع هدایت این جریان را به عهده دارند، خوب میدانند که هرگونه اقدام علیه ایران یا نزدیک شدن به مرز جمهوری اسلامی و یا اقدام در داخل ایران از جانب این گروه ها نوعی خودزنی تلقی می شود؛ ما در زمان هشت سال دفاع مقدس با وجود توان بالای ارتش عراق و حمایت های گسترده منطقهای و بینالمللی که از این ارتش میشد، توانستیم بر آن پیروز شویم.
وی ادامه داد: به هر حال جمهوری اسلامی ایران به صراحت موضع خود را اعلام کرده و حتی برخی مناطق در داخل عراق و برخی مناطق کردنشین این کشور را به عنوان خط قرمز خود برشمرده است و خلاصه جمهوری اسلامی اجازه نمی دهد که ناامنی را به سوی مرزهای ما بیاورند. روند تحولات هم نشان داده که هروقت حمایتهای جمهوری اسلامی با اقدامات مردمی مناطق درگیر همراه شده نتایج مطلوب حاصل شده است و پیشرویهای داعش در برخی مناطق نیز به نقشههای پیچیده موجود در منطقه برمیگردد که متاسفانه ترکها هم در آن نقش دارند.
جوانی با اشاره به ماجراجوییهای داعش در سوریه و عراق در چند ماه اخیر گفت: بررسی و مطالعه روند تحرکات داعش طی چند ماه گذشته نشان میدهد که این گروه در سوریه با شکستهای سنگینی مواجه شد، در حالیکه تصور میکرد می واند شهرهای بزرگ را به تصرف دربیاورد و دایره نفوذ خود را گسترش دهد و حتی ساقط کردن دمشق از برنامههای این گروه بود، اما با شکست مواجه شد.
وی تأکید کرد: داعش با یک توطئه پیچیده در عراق تحرکاتی را داشت و در یک دوره زمانی کوتاه موفق شد که در سه استان صلاحالدین، نینوا و الانبار شهرهای بزرگی مانند تکریت و موصل را تصرف کند؛ این گروه تصور می کرد که با شرایط به وجود آمده می تواند بر سامرا، بغداد و مناطق راهبردی دیگر تسلط پیدا کند.
وی ادامه داد: اما تحولات در ماههای گذشته نشان میدهد که حرکت داعش متوقف شده است و اگر این گروه به کوبانی و مناطق دیگر در شمال عراق رفته است، در مقابل از برخی مناطق دیگر خارج شده است.
جوانی ادامه داد: چون شیوه داعش رفتن به میان مردم و استفاده از سپر انسانی است، طبیعی است که مبارزه با این گروه زمانبر است و هم دولت سوریه و هم عراق بر این اعتقادند که باید در برخورد با داعش از روشهایی استفاده کنند که غیرنظامیان کمترین آسیبها را ببیند.
وی درباره ائتلاف ضد داعش که آمریکایی ها مطرح کرده اند، گفت: روش و شیوه اقدام ائتلاف ضد داعش به گونه ای نیست که به نتیجه برسد.
وی درباره کمکهای ایران به دولت عراق در مقابله با تهدید تروریستی داعش گفت: جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا براین اعتقاد بود که یک توطئه بین المللی و منطقهای در حال اجرا است.
جوانی تأکید کرد: اسناد و مدارکی فراوانی نیز موجود هست مبنی براینکه پشت صحنه این گروههایی که با عناوین مختلف فعالیتهایی را آغاز کردهاند، آمریکا، کشورهای اروپایی، رژیم غاصب اسرائیل و برخی دولتهای عربی در منطقه قرار دارند.
وی درباره واقعیت نقش ایران درحمایت از دولت عراق در مقابله با داعش گفت: جمهوری اسلامی با چنین تحلیلی از اوضاع، خود را در کنار دولت های و ملت های مشروع در منطقه قرار داد، در سوریه اعلام کرد که از دولت قانونی بشار اسد رئیس جمهوری سوریه حمایت میکند و این حمایت همزمان از ملت سوریه نیز است چون سوریه در معرض یک توطئه قرار گرفته است و همچنین عراق.
وی اظهار کرد: مسؤولان جمهوری اسلامی ایران بارها رسما این موضع را اعلام کردهاند که از ملتها و دولتهای قانونی عراق و سوریه حمایت میکنند، این کمکها نوع و کم و کیف آن به شکل حضور مستشاری، مشاوره ای، انتقال تجربیات بوده است.
جوانی افزود: ایران با تجارب خود در طول سی و شش سال گذشته و در دوران جنگ تحمیلی و در برخورد با گروههای شورشی را به ملتهای سوریه و عراق کمک کرده است، و این تجارب ملت ایران از سوی نیروی قدس سپاه پاسداران منتقل شده و توانسته مردم عراق و سوریه را به صحنه بیاورد ودرکنار دولت ها قرار داده است و بصیرت و شناخت حاصل شده است.
وی افزود: پشتیبان اصلی دولت بشار اسد در سوریه مردم این کشور هستند که این مساله خود را در انتخابات نشان داد.
وی درباره عراق نیز گفت: مردم عراق بعد از یک سری تحولات در عراق به صحنه آمدند و با آموزشها و تجارب و مشاورهها وکمکهای جمهوری اسلامی، توانستند حرکت داعش و دیگر گروه های تروریستی را متوقف کنند.
جوانی تصریح کرد: امروزه اگرچه درعراق و سوریه شاهد ناامنی درنتیجه تحرکات داعش هستیم، ولی اگرچه تا چند ماه قبل شاهد نزدیک شدن گروه های تروریستی به نزدیک دمشق بودیم ولی امروزه شاهدیم که تحرکات آنان در ریف دمشق بسیار محدود است و آنها به سمت مناطق شمالی رفته و در شهر کوبانی هستند و در نزدیک مرزهای ترکیه، ترک ها احساس نگرانی کرده اند و در عراق نیز از بغداد فاصله گرفتهاند و به مناطق شمالی در استان نینوا رفتهاند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا عقب نشینی داعش از اطراف دمشق و رفتن به سمت کوبانی درشمال سوریه یک نقطه میدانی مثبت است، گفت: در سوریه عقب نشینی های داعش از برخی مناطق تحت سلطه خود به اجبار صورت می گیرد وآن ها در نهایت باید این مناطق را ترک می کردند و رفتن آن ها به سمت شهر کوبانی از روی اختیار نبوده، بلکه از روی فشار عقب نشینی کردند و در عراق نیز داعش در اطراف بغداد و سامرا بودند و در استان های الانبار و صلاح الدین، ارتش عراق و نیروهای مردمی در ماه های گذشته توانستند بسیاری از مناطق را پاکسازی کنند و آن ها مجبور شدند به سمت مناطق شمالی حرکت کنند.
جوانی در پاسخ به این سوال که آیا نقش ایران بعد از تشکیل ائتلاف بین المللی ضد داعش به رهبری آمریکا در عراق تغییر کرده است یا همچنان مانند گذشته فعال است، اظهار داشت: ایران از ابتدای شروع بحران در سوریه و عراق خود را در کنار ملت عراق و سوریه قرار داد.
وی تصریح کرد: ایران حرکت آمریکاییها را اصالتدار نمیداند و معتقد است که آمریکاییها در منطقه به دنبال مبارزه با تروریسم نیستند و یک دهه قبل و بعد از یازدهم سپتامبر منطقه با شعار مبارزه با تروریسم به عراق و افغانستان حمله کردند، اما نگاه آنان و هم پیمانانشان به تروریسم نگاه ابزاری است.
وی گفت: اسناد و مدارک بسیار زیادی هست که گروههای سلفی و تکفیری در سوریه و عراق با مدیریت آمریکاییها و سرویسهای جاسوسی آمریکا واروپایی و کشورهای عربی و برخی از کشورهای همجوار سوریه و عراق شکل گرفتند و حمایت مالی و تسلیحاتی شدند و طبق فرموده مقام معظم رهبری آنها نیت سالمی ندارند؛ از این رو جمهوری اسلامی درچنین ائتلافی شرکت نمیکند.
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه خاطرنشان کرد: که جمهوری اسلامی ایران در چنین شرایطی صحنه را رها نمیکند، زیرا این خود یک نوع توطئه دیگری است و دفاع جمهوری اسلامی از ملتها در منطقه مبنایی و اصولی است و صادقانه از دولتهای مشروع و قانونی حمایت میکند و این روند را ادامه میدهد و در نهایت پیروز این صحنه ملتها هستند و ملت سوریه و عراق دراین زمینه موفق خواهند بود.
وی درباره وضعیت شهر کردنشین کوبانی و تماشاچی بودن ترکیه نیز گفت: گرچه ترکیه اعلام کرده که به ائتلاف ضد داعش ملحق میشود اما رفتار دولتمردان ترکیه نشان میدهد که هدف اصلی آنها از این صفآرایی و آرایش نظامی، مقابله با داعش نیست و اظهارات اردوغان مبنی بر اینکه اولویت نخست ترکیه سقوط دولت سوریه و نظلام بشار اسد است، این ثابت میکند که اولویت نخست ترکیه داعش نیست؛ بویژه اینکه آنکارا در شکلگیری گروههای تروریستی بویژه گروههای تشکیل دهنده داعش نقش مهمی داشته است و برخی مناطق ترکیه اردوگاههای نظامی این گروهها بوده است و عناصر تروریستی از بسیاری از کشورها برای ملحق شدن به گروهک تروریستی داعش و دیگر گروههای تروریستی ابتدا وارد ترکیه میشدند و ترکیه نقش هماهنگ کننده داشته است. حتی ترکها مجروحان تروریستها را مداوا کردهاند و به آنها آموزش و تجهیزات دادهاند.
وی خاطرنشان کرد: آمریکاییها (اوباما و جان کری) نیز چنین موضعی در قبال کوبانی گرفته و اعلام کردهاند که سقوط کوبانی برای آنها نگران کننده نیست؛ آنها اعلام کردند که در کنار مبارزه با داعش، "معارضان میانهرو" را برای فشار بر بشار اسد مورد حمایت قرار میدهند، که ترکیه مبارزه با داعش در کوبانی را مشروط به آن میدانند؛ لذا این حقایق نشان میدهد که یک بازی در میان است و جریان و ائتلاف ضد داعش بیشتر نمایشی است هرچند که بمببارانهایی نیز از سوی آنها صورت میگیرد.
جوانی تأکید کرد: به عقیده من این هم یک اشتباه راهبردی دیگری است که دولتمردان ترکیه دارند انجام میدهند؛ صاحبنظران و کارشناسان که تحولات منطقه را تحلیل و رصد میکنند بر این اعتقاد هستند که اردوغان و دولت ترکیه در طی این سالها اشتباهات راهبردی متعددی را مرتکب شدهاند.
وی افزود: این حرکت هم که به نوعی نمایشی است و ترکیه تماشاگر صحنه است؛ و امروزه یک نوع فاجعه انسانی درکوبانی در حال رخ دادن است گریبان ترکیه را خواهد گرفت.
وی اظهار کرد: ما در روزهای اخیر میبینیم که در ترکیه در مناطق کردنشین در دیگر مناطق محل سکونت علویها، چه تحولات درگیریها و رویاروییهایی رخ داده وقتی ترکیه اعلام میکند میخواهد با داعش مبارزه کند و داعش نیز شهرعین العرب و کوبانی را درمحاصره قرار داده و فشارهای زیادی و تعداد قابل توجهی را کشته و یا مجروح کرده است، درحالی که خود کردهای ترکیه درصدد کمک و حمایت هستند، دولت وارتش ترکیه مانع میشود؛ یعنی نشان میدهد اساسا نه تنها تماشگر هست بلکه مانع هم میشود.
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: این مساله نشان میدهد که صداقت وجود ندارد، این کارها نمایشی است و هدف چیز دیگری است؛ که خود اردوغان هدف اولیه خود را ساقط کردن دولت بشار اسد می داند؛ و در واقع به ما تفهیم میکند که اساسا بحث ائتلاف و پیوستن بدان یک برنامهریزی جدید برای مداخله در منطقه به شکلدیگری است.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا ایران در قبال تحولات پیرامون خود مانند داعش یا حوادث مرزهای شرق، جیش العدل، طالبان افغانستان و پاکستان و افزایش تهدیدات در ایران، اقدامی میکند یا خیر؟ اظهار کرد: با یک نگاه اجمالی به منطقه متلاطم و پرتحول غرب آسیا، درمییابیم که ایران باثباتترین و امنترین کشور است که مردم مشغول کسب و کار و تجارت و رفتوآمد و سفر هستند و در سالهای اخیر به ندرت شاهد برخی حوادث بودیم وحادثه اخیر در سراوان که منجر به شهادت چند تن از اعضای نیروی انتظامی شد، مسائل جدیدی نیست هر ازچندی برخی از اشرار و گروهها به دلیل حضور در پاکستان یا افغانستان تحرکاتی را انجام میدادند.
وی افزود: این نیست که بگوییم چون در منطقه غرب و در عراق چنین وضعیتی به وجود امده ما با پدیده جدیدی روبرو هستیم، چه بسا جریان گروهک جند الشیطان عبدالمالک ریگی قبل از حوادث عراق، اتفاق افتاده بود. چون عقبه این گروهکهای تروریستی چه در عراق و سوریه چه در جنوب شرق ایران خصوصا در داخل افغانستان و پاکستان کشورهای مشخص یا سرویسهای اطلاعاتی کشورهای منطقه عربی یا اروپایی و امریکایی موساد رژیم صهیونیستی هستند.
جوانی اظهار کرد: طبیعی است که اینها یک سری ارتباطاتی را برقرار و سعی کنند این مناطق را ناامن کنند اما به لحاظ فکری برخی از این گروههای تکفیری از طریق شبکههای ماهوارهای و برخی رسانهها زمینههای مشترک فکری دارند، و با نفوذ برخی از عناصر تلاش میکنند سلسله کارهایی را در کشور ما انجام دهند.
وی تأکید کرد: اما خوشبختانه در سالهای گذشته هم در مناطق شمال غرب کشور و هم مناطق کردستان کرمانشاه ایلام هم در حاشیه جنوبی کشور در سواحل خلیج فارس و مناطق محل سکونت برادران اهل سنت ما یا در منطقه سیستان و بلوچستان محل سکونت برادران اهل سنت،علیرغم کار و تلاش بسیار زیاد آنان در حوزه مسائل فکری که بتوانند یک نوع تحرکی ایجاد کنند به خاطر بصیرت و آگاهی ملت ایران و اقوام ایرانی و پیروان مذاهب دیگر، گروههای تروریستی وابسته نتوانستند در میان مردم ما از موقعیت و پایگاه مردمی برخوردار شوند؛ لذا آنها به این تحرکات بسنده میکنند، که البته این تحرکات خیلی ارزشی ندارد؛ زیرا در داخل ایران نیستند، البته جمهوری اسلامی نیز خویشتن داری کرده که همین موجب سوءاستفاده شده، اما مقامات ما هشدار میدهند.
وی در پاسخ به این سؤال که آیا ایران در صورت بروز وقائع مشابه از سوی پاکستان، به آن پاسخ خواهد داد؟، اظهار کرد: هر کشوری منافع ملی خود را که در راس آن امنیت ملی است جدی می گیرد، و مسائل امنیت ملی برای ما بسیار بسیار جدی است؛ جمهوری اسلامی در این حوزه ها آستانه تحملی دارد و نمیتواند شاهد این باشد که گروههایی به عمق خاک پاکستان بروند و هر موقع که لازم بود تحرکی را داشته و مجدد بازگردند و ایران نیزفقط تماشاگر این صحنه باشد.
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: امروز مقامات سیاسی و نظامی ما این موضوع را مطرح کردند نمایندگان مجلس این هشدارها را دادهاند دستگاه دیپلماسی باید در این حوزه بسیار فعال باشد و مقامات پاکستان نیز در قبال این قضایا پاسخگو باشند به هرحال ایران این انتظار را از همسایه خود دولت پاکستان دارد که در مناطق همجوار با ایران که این گروهکها وجود دارند، حاکمیت خود را بیشتر کند و اجازه ندهد چنین گروههایی با استفاده از خاک پاکستان از موقعیتهایی بهرهمند شوند که هر از گاهی به مرز ما نزدیک شوند به پاسدارها و مرزبانان ما تعرض کنند.
وی تأکید کرد: ما درگذشته ربایش مرزبانان را داشتیم، اخیرا این حرکت صورت گرفت، و اگر اینها داخل ایران بودند،جمع کردن و پاکسازی آنها کار راحتی است.
وی ادامه داد: ایران به هرحال تاکنون برای حاکمیت کشورهای همسایه و همجوار دولت پاکستان احترام قائل بوده است، اما طبیعی است که پاکستان نیز باید به این مساله توجه کند و قطعا در صورت تکرار ایران این حق را برای خود قائل است که اگر دولت پاکستان قادر نیست امنیت را برقرار کند و حاکمیت خود را تعمیم دهد این جریانات اگر با اطلاعات دستگاههای اطلاعاتی پاکستان اقدام میکنند؛ باید به شکل دیگری به آنها پاسخ داد درغیر این صورت و در صورت ناتوانی دولت پاکستان، ایران این توان را دارد که با تدبیر و رویکرد دیگر منابع ناامنی و تهدیدها را از بین ببرد.
جوانی در پاسخ به این سؤال که آیا ۱۳۰ تکفیری دستگیر شده توسط امنیت ایران با داعش ارتباط دارند؟، اظهار کرد: وزیر اطلاعات در نشست مجلس شورای اسلامی از دستگیری تعدادی عناصر تکفیری طی این ماههای اخیر خبر دادند، اما شواهد امر و مطالب منتشر شده نشان نمیدهد که این افراد به شکل سازمان یافته با گروههای تکفیری ارتباط داشته باشند.
وی ادامه داد: امروز شاهدیم که افرادی ممکن است تحت تاثیر شبکههای ماهوارهای و فضای سایبر، شروع به بازنشر افکار تکفیری کنند؛ این کارها میتواند زمینهای را برای ایجاد مشکلاتی در آینده فراهم کند، و ما احتمال میدهیم بیشتر افرادی که دستگیر شدند، مبلغ و مروج یک فکرو اندیشه انحرافی و ساخته و پرداخته استعمار هستند.
وی گفت: اساس این جریان تکفیری گرچه پیشینهای در تاریخ اسلام دارد، اما تشکیل یک جریان سازمان یافته از زمان محمد بن عبدالوهاب در منطقه نجد و حجاز است، که با قدرت سیاسی در منطقه با پشتوانه انگلیسیها گره میخورد.
مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه تأکید کرد: امروزه دستگاه رسانهای غرب در اختیار این جریانهاست برای ترویج این افکار و اندیشه در جهان اسلام و طبیعی است که در مناطق سکونت اهل سنت نیزچنین تحرکاتی وجود داشته باشد، و اقدامات دستکاه اطلاعاتی و امنیتی ما برای جلوگیری از ترویج و نشر افکار و اندیشه های الحادی و انحرافی، پیشگیرانه است.
برچسبها:

وقتی به آشوب ها و فتنه ها و اغتشاشات علیه یک..........
به نقل از "ندای یک بسیجی": وقتی به آشوب ها و فتنه ها و اغتشاشات علیه یک دولت مخالف نظام سلطه نگاه می اندازیم نقاط مشترک بسیار زیادی را می توانیم در اکثر آن ها پیدا کنیم.
نقاطی که گویا سرلوحه تمام این آشوب هاست و باعث قربانی شدن مردم کشورها شده است. در سال 88 نیز عده ای در کشور اسلامی ایران دست به آشوب زدند و این رفتار آنان با رفتار های گروه تروریستی داعش کاملاً همخوانی دارد. از جمله این نقاط مشترک :
1- می توان گفت اصلی ترین شباهت هردو گروه در مخالفت با حکومت اسلامی می باشد. گروهک داعش در اسلام فقط خود را اصلح می داند و ازین رو با نظام هایی که برپایه اسلام باشد بشدت مخالف است و همه را به بیعت با سرکرده خود دعوت می کند و فتنه گران نیز اصلی ترین هدفشان برانداختن ولایت فقیه در ایران بود.
2- حمایت شدید کشور های غربی و نظام سلطه از گروه داعش و فتنه گران و تجهیز کردن هردو گروه و هموار کردن مسیر برای آشوب و اغتشاش.
3- انتخاب رنگ مشخص برای گروه های خود. گروه داعش رنگ مشکی و فتنه گران رنگ سبز را برای خود انتخاب نموده اند.
4- استفاده از نماد های مذهبی توسط هردو گروه. گروه داعش با تکبیر الله اکبر پس از هرجنایت و آرم لاالهالاالله محمد رسول الله بر روی پرچمش و فتنه گران با استفاده از رنگ سبز که نماد سادات و اهل بیت در ایران است.
5- دشمنی هردو گروه با اهل بیت. داعش با تخریب قبور اهل بیت و محبان اهل بیت این دشمنی را آشکار کرد و فتنه گران نیز با هتک حرمت به ساحت مقدس امام حسین (ع) در روز عاشورا دشمنی خود را بر همگان روشن کردند.
6- حمایت جالب هر دو گروه از رژیم اشغالگر قدس. مفتی های داعشی اعلام کرده اند چون اسرائیل مظلوم است به کمک مردم غزه نمی رویم و فتنه گران نیز در روز قدس شعار نه غزه نه لبنان سر می دادند.
7- قدرت هر دو گروه در استفاده از رسانه و محیط مجازی برای جو سازی و نمایش قدرت پوشالی خود. گروه داعش با انتشار جنایات وحشیانه خود در شبکه های اجتماعی قصد ایجاد هراس در دل مردم را دارد و فتنه گران نیز با شعار ما بی شماریم گروه اندک خود را با کمک ابزار فتوشاپ بزرگ جلوه می دادند.
8- حمایت و تحت پوشش قرار دادن اخبار جنایات و آشوب ها از سوی شبکه هایی مانند BBC و الجزیره و تلاش برای خوب جلوه دادن چهره داعش و فتنه گران.
9- اقدام به فرار با لباس زنانه توسط سرکرده های هر دو گروه از شباهت های بسیار جالبیست که شاهد آن بوده ایم.
10- بهشتی جلوه دادن کشته های هر دو گروه. داعشی ها می گویند هرکسی که کشته شود ظهر با رسول الله بر سر یک سفره می نشیند و فتنه گران کشته های خود را شهید می نامیدند.
11- دشمنی هر دو گروه با دین اسلام. داعش درواقع گروهی است برای بدنام کردن اسلام. هیچکدام از قوانین داعش در اسلام به این شیوه نیامده است و تنها هدف آن ها بد نشان دادن چهره دین اسلام در دنیاست. فتنه گران نیز با خواندن نماز جماعت مختلط ، کشف حجاب در اماکن عمومی و به آتش کشیدن مساجد مخالفت خود را با دین اسلام به نمایش گذاشتند.
پ,ن: «أِنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَى الْکافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا» ما شیطان ها را بر کافران گماشته ایم تا آنان را تحریک و دگرگون کنند. مریم مبارکه
برچسبها:

امام علی (ع) در این شاهکار ادبی سفارش نمودهاند که وصلت با افراد شایسته و...............
به نقل از "ندای یک بسیجی": امام علی (ع) در این شاهکار ادبی سفارش نمودهاند که وصلت با افراد شایسته و پاکدامن ازدواج نمایید و از گروه عیاش و طمع کار دوری کنید.

برچسبها:

امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا..........
به نقل از "غریبانه های انتظار": امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود:....
«هرگاه غم و اندوه فراوان و پی در پی به شما روی آورد، باید جمله «لا حول و لا قوه الا بالله» را تکرار کنید.»
رسول اکرم (ص) فرمود: «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.»
و نیز فرمود: «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.»
گفتم «نشاء بهشت» چیست؟
پاسخ داد: «لا حول و لا قوه الا بالله»
برچسبها:

انسان، خاک نیست، بلکه از خاک آفریده شده، شیطان نیز آتش.......
به نقل از "ندای یک بسیجی": انسان، خاک نیست، بلکه از خاک آفریده شده، شیطان نیز آتش نبوده، بلکه از آتش آفریده شده است
جهان همواره در حال تغییر و تحول است و خصوصیات اشیا، با فعل و انفعالاتی قابل تغییر بوده و حتی دانشمندان بشری نیز می توانند، جسمی را که روزی به عنوان ماده ای نسوز از آن استفاده می شده، با انجام تغییراتی در آن و بدون اضافه نمودن عنصری جدید، به ماده ای قابل اشتعال تبدیل نمایند. اکنون که انسان به چنین قابلیتی دست یافته، آیا باز هم جای ابهامی وجود دارد که پروردگار آفریننده هستی بتواند با اندک تغییری در عناصر تشکیل دهنده شیطان، او را با آتش جهنم بسوزاند؟!
پاسخ تفصیلی
در پاسخ، نخست داستانی در این زمینه نقل می شود که هر چند در مستند بودن آن تردیدهایی وجود دارد، اما به هر حال، پاسخ موجود در آن، منطقی بوده و با پرسش شما نیز در ارتباط است:
فرد به ظاهر دانشمندی در جلسه ای که بهلول عاقل در آن شرکت داشت، همین پرسش را مطرح نمود. مدتی بعد بهلول، پیشانی آن مرد را با کلوخی هدف قرار داده و سر او را مجروح و خون آلود نمود و در پاسخ اعتراض او بیان داشت که آیا مگر این کلوخ از خاک نیست و آیا مگر تو از خاک آفریده نشدی؟! اگر آتش نمی تواند آتش را بسوزاند، پس خاک چگونه می تواند به خاک آسیب برساند؟[1]
براین اساس، توجه داشته باشید همان گونه که انسان، خاک نیست، بلکه از خاک آفریده شده، شیطان نیز آتش نبوده، بلکه از آتش آفریده شده است و همان گونه که خاک می تواند به انسان، آسیب برساند، آسیب رساندن آتش به شیطان نیز موضوعی محال و دور از ذهن نیست، چنانچه نمونه های بسیاری وجود دارد که موادی با منشأ یکسان، بر یکدیگر تأثیر منفی گذاشته و به آنان آسیب می رسانند و نیز ویژگی های برخی مواد، با اندک تغییری در آن، کاملا برعکس خواهد شد. لطفا در موارد ذیل دقت فرمایید:
1. می دانیم که یخ از آب تشکیل شده و آب جوش نیز همان آب است و در ترکیب مولکولی آنها، کوچک ترین تفاوتی نیست، اما اگر یخ را در مجاورت آب جوش قرار دهیم، آسیب دیده و به تدریج از میان خواهد رفت.
2. اگر از ما بپرسند که دشمن آتش چیست و با چه وسیله ای می توان به مبارزه با آن پرداخت، بی تردید آب را معرفی خواهیم نمود. آتش گرفتن آب، بسیار عجیب تر از آتش گرفتن آتش است! اما جالب است بدانید که اگر آب را با عبور جریان الکتریسیته و با کمک کاتالیزور، به اجزای تشکیل دهنده آن، یعنی اکسیژن و ئیدروژن تقسیم نموده و هر کدام از این دو عنصر را در گوشه ای نگه داری نماییم و سپس شعله آتش را به آنها نزدیک کنیم، خواهیم دید که قسمت اکسیژن آن شعله ور شده و قسمت ئیدروژن آن منفجر خواهد شد! و جالب تر آن که بدانید خداوند به هر دو مورد آن در قرآن کریم، اشاره نموده و در بیان نشانه های قیامت، یک بار اعلام می دارد که در آن روز دریاها شعله ور خواهند شد،[2] و در جای دیگر تصریح به منفجر شدن دریاها می نماید![3]
برخی مفسران پیشین که در ارتباط با عناصر تشکیل دهنده آب، اطلاعی نداشتند، آتش گرفتن آب را موضوعی بسیار عجیب و تقریبا محال دانسته و بر همین اساس، برای این آیه، توجیهات مختلفی بیان می نمودند.[4] البته، روایتی از مولا علی (ع) وجود دارد که ایشان از فردی یهودی پرسیدند: جهنم کجاست؟ مرد یهودی پاسخ داد: دریا! امام (ع)، حرف او را تأیید نموده و فرمودند که او راست می گوید.[5]
3. تمام گیاهان با فتوسنتز، یعنی با استفاده از نور خورشید (که برگرفته از آتش است)، رشد و نمو می یابند و حتما می دانید که امروزه، در گلخانه ها، تنها با استفاده از آب و نور و حتی بدون نیاز به خاک، گیاهانی را پرورش می دهند. حال پرسش ما این است که اگر چنین گیاهانی که تنها از آتش و آب تشکیل شده اند را مقابل حرارت آتش قرار دهیم، آیا آسیبی به آنان وارد نخواهد شد؟!
4. امواج مختلفی در فضا وجود دارند؛ مانند امواج منتشره توسط ماهواره ها، ایستگاه های رادیو و تلویزیون، تلفن های همراه و دیگر وسائل مخابراتی و .... که فرمول های مشترکی بر تمام آنها حاکم بوده و تفاوت آنان، تنها در مواردی؛ مانند فرکانس ها و طول موج های مختلف است.
با این وجود، آنها می توانند بر هم تأثیر گذار بوده و عملکرد صحیح یکدیگر را مختل نمایند!. جنگ الکترونیکی که حتما آن را شنیده اید، با استفاده از چنین قابلیتی امکان پذیر است. آیا این پرسش برایتان مطرح نشده که چگونه امواج می توانند به امواج دیگر آسیب برسانند؟! و ... .
امروزه، قانونی در فیزیک وجود دارد، مبنی بر این که: ماده و انرژی، هیچ گاه از بین نخواهند رفت، بلکه دائما از حالتی به حالت دیگر تبدیل خواهند شد. به همین دلیل، یک ماده یا انرژی، با تغییراتی که در آن به وجود می آید، قابلیت های متفاوتی خواهد یافت و آبی که یک روز، خاموش کننده آتش به شمار می آمد، با تغییری فیزیکی، به کمک آتش شتافته و در شعله ور نمودن و انفجار آن، تأثیر مثبت خواهد گذاشت!
پروردگاری که چنین قابلیت های شگفت آوری در جهان طبیعت آفریده است، به راحتی می تواند با اراده خود و با فعل و انفعالات اندکی در خصوصیات شیطانی که از آتش آفریده شده و یا حتی تبدیلش به ماده ای قابل اشتعال، او را در آتش جهنم بسوزاند: "إن ذلک علی الله یسیر"؛ و این بر خداوند آسان است.[6]
================================
[1] حسینی شاه عبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثناعشری، ج 4، ص 28، انتشارات میقات، تهران، 1363 ه ش.
[2] تکویر، 6، "و إذا البحار سجّرت".
[3] انفطار، 3، "و إذا البحار فجّرت".
[4] قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 20، ص 231، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1364 ه ش.
[5] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج 30، ص 43، دار المعرفة، بیروت، 1412 ه ق.
[6] حج،
برچسبها:

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا......
به نقل از "غریبانه های انتظار": دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات
12 نكته اخلاقی ازمرحوم شیخ رجبعلی خیاط
نكته1- اگر ما به قدر ترسیدن از یك عقرب، از عِقاب خدا بترسیم، عالَم اصلاح می شود.
نكته2- تو برای خدا باش، خدا و همه ملائكه اش برای تو خواهند بود. «مَن كانَ لله، كان الله لَه»
نكته3- سعی كنید صفات خدایی در شما زنده شود؛ خداوند كریم است، شما هم كریم باشید. رحیم است، رحیم باشید. ستاّر است، ستار باشید...
نكته4- دل جای خداست، صاحب این خانه خداست. آن را اجاره ندهید.
نكته5- كار را فقط برای رضای خدا انجام دهید، نه برای ثواب یا ترس از جهنّم.
نكته6- اگر انسان علاقه ای به غیر خدا نداشته باشد، نفس و شیطان زورشان به او نمی رسد.
نكته7- اگر كسی برای خدا كار كند، چشم دلش باز می شود.
نكته8 - اگر مواظب دلتان باشید و غیر خدا را در آن راه ندهید، آنچه را دیگران نمی بینند شما می بینید. و آنچه دیگران نمی شنوند، شما می شنوید.
نكته9- هركاری می كنید نگویید: "من كردم"، بگویید: «لطف خداست». همه را از خدا بدانید.
نكته10- نفس امّاره را مهار كنید و با آن مخالفت كنید.
نكته11- به سادات احترام بگذارید، و آنان را در هر مرتبه و منزلتی هستند گرامی بدارید.
نكته12- انسان هرقدر به دستورات پروردگار عمل كند، به همان اندازه به خدا نزدیك می شود.
برگرفته از كتاب: آخرین امام، ص163 تا 165
برچسبها:

حقیقت مرگ از این نظر مهّم است که اصل مرگ را همه انسان......
به نقل از "غریبانه های انتظار": حقیقت مرگ از این نظر مهّم است که اصل مرگ را همه انسان ها چه ماتریالیست ها و مادی گراها و چه متدینین، همه قبول دارند. منتها در حقیقت مرگ با هم اختلاف دارند که واقعاً مرگ چه کار می کند؟ آیا مرگ نقطه پایان زندگی انسان است یا نه شروع زندگی دیگری است؟ اگر این حقیقت روشن بشود خیلی از مباحث دیگر هم روشن می شود.
حقیقت مرگ
در مقاله "ماهیت مرگ" بر حسب آنچه که در روایات آمده بود که برهان های عقلی هم آن را تأیید می کرد چنین گفتیم که حقیقت مرگ چیزی جز عوض کردن لباس نیست. اگر شخص مومن باشد لباس کثیف و آلوده را در می آورد و لباس تمیز و معطر و پاکیزه می پوشد و اگر کافر باشد برعکس.
بنابر این مرگ جز برداشتن قید و بند مادیت از دست و پا چیز دیگری نیست. انسان آن قیود مادیت را بر می دارد و به جای آن لباس لطیف برزخی می پوشد.
تعبیرهایی که در روایات در رابطه با حقیقت مرگ آمده همگی حساب شده است. مورد دیگری که در باره حقیقت مرگ از ائمه(علیهم السلام) سوال کردند سوالی است که از امیرالمومنین(علیه السلام) پرسیدند که: ما الموت؟ مرگ چیست؟ حضرت فرمود: از انسان آگاه پرسیدید، از خوب کسی پرسیدید، مرگ از سه حال خارج نیست، یا مرگ مژده ای است به نعمت های ابدی یعنی مژده، آن هم به نعمت ابدی یا بشارتی است به عذاب ابدی یعنی به عذاب جاودان، یا غصه و ترس و به سر بردن در حالت ابهام است. حضرت در باره این سه دسته که چه کسانی هستند، توضیح فرمودند؟ فرمود: کسی که ولی ما باشد، ولایت اهل بیت را داشته باشد، مطیع امر اهل بیت باشد مرگ او مساوی است با بشارت ابدی، اما اگر دشمن ما و مخالف ما باشد، مرگ برایش مساوی است با مژده و عذاب ابدی.
اما اگر آن کسی که امرش مبهم است و در حال غصه و اندوه است، آن مومنی است که "المسرف علی نفسه" به خودش ظلم کرده، گناه کرده و اهل گناه است و نمی داند که خداوند گناهش را می آمرزد، که مژده نعیم ابد را داشته باشد یا این گناه او را در جهنم جاودانه خواهد کرد؟ بعد حضرت فرمود که سرانجام خداوند این شخص مومن را با شفاعت ما از آتش نجات خواهد داد ولی به هر حال مرگ برایش حالت اندوه و ترس و تخویف دارد. اگر چه به شفاعت ما از مرگ نجات خواهند یافت.
باید بدانند که حضرت فرمود: فإنّ من المسرفین من لا تلحقه شفاعتنا إلّا بعد عذاب ثلاثمائة ألف سنة" بعضی از گنهکاران هستند که شفاعت ما به آن ها نمی رسد مگر بعد از سیصدهزار سال، بنابراین باید حواس ها را جمع کنند و گناه نکنند.
از این حدیث هم روشن شد که مرگ در واقع چیزی جز مژده برای مومن نیست، مژده به خوشی و سرور و وعید به کافر، به عذاب و عذاب جاودان.
دسته سومی هم هستند که اینها مرگ برایشان یک حالت ترس و اندوه و غصه ای را ایجاد می کند که نمی دانند سرانجامشان چه خواهد شد؟ آیا بعد از عالم برزخ مشمول شفاعت واقع شده و نجات پیدا می کنند یا نه باید به جهنم بروند.
از این روایت نیز چنین فهمیده می شود که به هر حال اینها نجات پیدا می کنند و لو بعد از سیصدهزار سال این هم یک مورد دیگر، موارد دیگری هم هست که در این نوشتار مجال آن نیست.
خلاصه
مرگ درحقیقت چیزی جز عوض کردن لباس نیست. بر اساس روایات مرگ در واقع چیزی جز مژده برای مومن یعنی مژده به خوشی و سرور و وعید به کافر یعنی خبر از عذاب نیست.
برچسبها:

تقدیم به مادرانی که امام خمینی (ره) با اعتماد بر امانتداری آنان فرمود.........
اگر شما دوستان گرامی نیز مطلب، خاطره،دلنوشته و ... در مورد مسئله حجاب دارید می توانید به ایمیل زیر ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.
313135.com@chmail.ir
به نقل از "ندای یک بسیجی": تقدیم به مادرانی که امام خمینی (ره) با اعتماد بر امانتداری آنان فرمود سربازان من در گهواره اند و مادرانی که این چنینند تا ظهور
همه چیز از اون روزی شروع شد که زهرا آمده بود خانه ی ما صحبت از وبلاگ شد و او گفت راستی آن مطلب فرشته ی 90 سانتی درباره ی فاطمه زهراست؟ من گفتم اسمشو نگفتن تو چه کسی رو میگی؟ و زهرا برام توضیحاتی داد که منو با یک فرشته ی 90 سانتی دیگه یعنی فاطمه زهرا و مامان دغدغه مندش آشنا کرد. برای این خاطره خیلی پیگیری کردم، علاوه بر متن خاطره ، چند تا مصاحبه ی تلفنی و حضوری هم انجام دادم. امیدوارم این خاطره برای افرادی که فرزندانشان را برای یاوری امام زمان عجل الله می پسندند مفید واقع بشه. به امید رضایتش (عج)
بسم الله الرحمن الرحیم
همیشه بزرگترین آرزویم این بوده که آنگونه که خدا می پسندد زندگی کنم. قبل از ازدواجم خیلی کتاب خوندم و از اساتید بزرگواری استفاده کردم تا بتونم انتخاب درستی داشته باشم. همسرم و فرزندم رو از بزرگترین امانتهای خدا می دونستم و برای همین برای هرکدومشون خیلی کتاب خوندم و از خیلی از کلاس ها و برنامه ها و سخنرانی های اساتید استفاده می کردم و می کنم تا بتونم خوب امانتداری کنم.
به نظرم تمام دستورالعمل های معنوی کتاب ریحانه بهشتی رو انجام دادم. فاطمه زهرا هنوز به دنیا نیامده بود که اسمشو انتخاب کردیم . باهاش حرف می زدم . براش از اهل بیت میگفتم . کتاب داستانهای کودکانه از زندگی اهل بیت رو براش می خوندم. همین الان هم شیفته ی همون داستان هاست .
من همیشه سعی کردم آنگونه که خدا می پسنده زندگی کنم اما وقتی منتظر فاطمه زهرا بودیم مراقبتم چندین برابر شده بود. وقتی آدم می دونه ممکنه هررفتار و گفتار و حتی فکرش روی امانتی که بهش سپرده شده تاثیر بزاره برای همه چیز خیلی بیشتر مراقبت می کنه. ای کاش خانوم های معتقد می دونستند چه لطف ویژه ای شامل حالشون میشه در این دوران که خدای بزرگ توان ویژه ای رو عنایت می کنه برای تهذیب نفس و اونهایی که قدر می دونند خیلی جلو می افتند در سیر تقرب الهی.
من شاغل بودم موقع صحبت با آقایون همکارم خیلی دقت می کردم که فقط در حد ضرورت و در درستترین شکل ممکن باشه. چون شنیده بودم روایت داریم زمان بین نماز ظهر و عصر از مواقع استجابت دعاست همیشه بین این دو نماز دعا می کردم فرزندم سالم، صالح و زیبا باشه. و هر وقت که پیش می آمد دو رکعت نماز می خوندم و هدیه می کردم به حضرت زهرا و متوسل می شدم بهشون برای دخترم. الان هم همینطوره همیشه براش دعا میکنم چون می دونم دعای پدر و مادر در حق بچه هاشون زود به اجابت می رسه.
از روز اولی که فاطمه زهرا به دنیا آمد با اینکه تابستان بود هروقت بیرون می بردمش روسری سرش می کردم بعد اگر می دیدم گرمش شده یا اذیت میشه روسری اش را درمی آوردم فقط می خواستم از اول بدونه که پوشش بیرون خونه با خونه فرق داره.
من معتقدم هر آنچه نوزاد می بینه و می شنوه روش اثر می زاره . از همان اوایل نوزادی اش هروقت می خواستم نماز بخونم به اتاق او می رفتم یک سجاده کوچک کنار سجاده ی خودم پهن میکردم و فاطمه زهرا رو روی اون میگذاشتم و چادر نماز کوچولویش را هم رویش می انداختم و او مثل تمام نوزادها با حرکت دستش با چادرش بازی می کرد.
آروم آروم بزرگ شد من هیچ وقت این رویه رو ترک نکردم. وقتی شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن هم همین طور بود. تا تقریبا دو ونیم ساله شد. دیگه همش چادر مشکی منو سرش می کرد و خیلی دوست داشت با چادر من بیرون بره. روز اربعین امام حسین علیه السلام اونقدر بیتابی کرد که من یکی از چادرهای خودمو براش کوتاه کردم و دوختم. یک چادر ساده بدون آستین فقط کش داشت. خیلی خوشحال شد.
خیلی ها بهم گفتند چادر عربی براش بدوز یا یک چادر آستین دار که توش راحت باشه اما من میخواستم او درست چادر سرکردن رو هم یاد بگیره. هیچ وقت قصدم نداشتم که او در سن کم چادری بشه اما برایم حیا داشتنش خیلی مهم بود. اصلا نمی خواستم او چادر سرش کنه اما بلد نباشه یا براش مهم نباشه چادرشو درست نگه داره.
الان که سه سال و نیمش هست خیلی بهتر از من چادرشو نگه می داره و حتی گاهی به من تذکر می ده که رویم را درست بگیرم. انگار دقیقا یاد گرفته این پوشش آدابی داره که رعایتش لازمه.
همونطور که گفتم برای من باحیا بودنش مهم بود. هیچ وقت حتی از همان نوزادی او را بدون شلوار یا جوراب شلواری بیرون نبردم . یا بلوز رکابی جلوی نامحرم تنش نکردم. من فقط یک سری نکات این شکلی را رعایت کردم و هیچ وقت لازم نشد به او بگویم اینطور لباس بپوش . خودش تفاوت بین محرم و نامحرم و حتی پدرش را با بقیه ی محارمش می داند. پیش دایی و عموهایش هم لباس بدون آستین نمی پوشه البته من سعی کردم در کنار این حفظ حرمتهایی که او دارد بهترین و زیباترین لباس ها را برایش تهیه کنم.همیشه و همه جا چه تو خونه چه بیرون موهاش مرتبه. زیباترین کش ها و گیرمو ها رو داره بدون اینکه تو باب تجمل و اسراف بیفته خودش حتی لباس های تو خونه اش رو هم ست می کنه .
فاطمه زهرا نه ماهش بود که من برای خرید لباس هایی که هم زیبا باشد هم رعایت حریم ها را کرده باشد مستاصل شدم . دوست داشتم برایش یک پیراهن زیبا بخرم اما حتی یک پیرهن دخترانه نبود که حداقل آستین کوتاه داشته باشد همه شان بندی بودند! تنها راه حل را آن دیدم که دوره ی خیاطی را که قبلا در دوران مجردی رفته بودم تکمیل کنم و خودم برایش لباس بدوزم. حالا همه ی لباس هاشو خودم می دوزم حتی لباس خونه ای هاشو. وقتی لباس هایی که براش دوختم رو می پوشه و همه تو مهمونی ها می گن وای چقدر لباسات قشنگه او با افتخار میگه مامانم خودش برام دوخته.
اوایل که چادری شده بود سعی می کردم جاهایی ببرمش که به خاطر چادری بودن تحسینش کنند امام زاده ها، هیئات و مراسم عزا یا شادی ائمه، مسجد، راهپیمایی ها. مثلا راهپیمایی 22 بهمن پارسال واقعا یک خاطره ی خیلی خوب براش شد . یا مادرم اینها در ایام فاطمیه مراسم می گیرند و ماکت بخشی از بقیع و خانه ی حضرت زهرا را به صورت نمادین می سازند پارسال دنبال چادر می گشتند که در آنجا بگذارند یکی از چادرهای فاطمه زهرا را گذاشتند. عجیب این مساله روی او تاثیر داشت و او را بیشتر از قبل عاشق چادر کرد آخر دخترم عاشق حضرت زهراست.
همیشه برایش از حضرت زهرا تعریف می کردم اصلا دوست دارد همه اش از اهل بیت برای او بگویم و من سعی میکنم با زبان خودش زیبایی های زندگی اهل بیت را برایش تعریف کنم . از اینکه ایشان چقدر فرزندانشان را دوست داشتند چطور با آنها بازی می کردند چطور برایشان شعر می خواندند و ... اینکه من برای اینکه مامان خوبی باشم همه اش سعی می کنم از حضرت زهرا یاد بگیرم.
دخترم شیفته ی اهل بیت است . من برای او از بسیاری از زیبایی ها تعریف کرده ام. از دریا جنگل باغ پرنده ها پروانه ها گل ها از همه چیز، با این حال اگر از او بپرسیدبهشت کجاست او فقط یک جمله می گوید: همانجا که پیامبر عزیزمون هستند. خانوم حضرت زهرا هستند.
یک نگرانی بزرگ من ، محیط زندگی مون بود و خانواده ی همسرم. در تمام فامیل همسرم فقط خود ایشان بسیار مقید هستند و تنها خانمی که در سن من چادر دارد فقط من هستم. من نگران فاطمه زهرا بودم چون هم میخواستم او اجتماعی بار بیاید هم نگران تاثیر گرفتنش از محیط اطرافش بودم
یک بار خانم نیلچی زاده در برنامه ی سمت خدا گفتند: پدر و مادر الگوی عملی بچه ها هستند.
من همین جمله را گرفتم و سعی کردم سرلوحه ی زندگی ام قرار بدم. شنیده بودم تا سه سالگی باید خیلی مراقب رشد روحی و معنوی بچه ها بود و من هم تمام تلاشم را برای پاک زندگی کردن او انجام دادم حتی یک آهنگ مبتذل هم گوش ندادم. اگرچه نگرانی ها دست از سرم برنمی داشت. اما چیزهایی دیدم که درستی آن جمله برایم ثابت شد.
مثلا عمه ی دخترم با بچه ها بسیار خوب است و همیشه در مهمانی ها بچه ها جذب او می شوند و من همیشه نگران بودم که نکند دخترم از عمه اش در نوع پوشش تاثیر بگیرد اما اینطور نشد. یک بار که دیده بود عمه اش برای بیرون رفتن از خانه آرایش می کند به من گفت عمه آدم بدی هست که از اینا به صورتش می زنه و می ره خیابون. من هم بهش گفتم نه عمه آدم خوبیه . اما این کارش کار بدیه. خدا جون هم عمه رو خیلی دوست داره. تو هم که عمه رو دوست داری اینجوری نباید پشت سرش حرف بزنی به خودش بگو که عمه دیگه این کار بد رو نکن تا خدا جون بیشتر دوستت داشته باشه. او هم همیشه با زبون خودش به عمه اش میگه . عمه اش هم خدا رو شکر هیچ وقت تو ذوقش نمی زنه خودش رو جمع و جور می کنه.
یا یک بار که توی یکی از مهمانی های فامیلی داشت با بچه های عمو ها و عمه هایش بازی می کرد یک دفعه آمد کنار و گفت من می خوام نقاشی بکشم هرچی گفتم برو با بچه ها بازی کن گفت می خوام نقاشی بکشم من هم ناراحت بودم که چرا دخترم با هم سن و سالهاش بازی نکرد!؟ بعدا توی خانه برایم تعریف کرد آخه ما داشتیم بازی میکردیم که به بچه ها گفتند نانای کنید! منم نخواستم کار بد بکنم. من اصلا کلمه ی رقص را جلوی او به کار نبرده بودم چه برسد به اینکه بگویم کار درستی هست یا نه.
یا مثلا صاحبخانه مان متاسفانه ماهواره دارد. تا سه سالگی به هر بهانه ای بود نگذاشتم فاطمه زهرا تنها برود نهایتا خودم باهاش می رفتم اما بعد از سه سالگی چندباری این اتفاق افتاد خب آنها یک دختر تقریبا همسن دختر ما دارند و طبیعی است که فاطمه زهرا دوست داشته باشد با او بازی کند. من همه اش نگران ماهواره ی خانه ی آنها بودم. اما یک بار که با هم رفته بودیم و آنها هم ماهواره شان روشن بود و بچه ها داشتند برنامه کودک می دیدند منم همش حواسم به بچه ها بود که دارن چی میبینند یک دفعه دیدم بین برنامه های کودک تبلیغ پخش شد و تبلیغ های ماهواره هم که...
فاطمه زهرا سریع رویش را برگرداند و آمد پیش من یواش در گوشم گفت من می روم پایین، خانه مان، شما هم اگر دوست نداری از این چیزها ببینی بیا.
حالا اگر بخواد بره طبقه ی بالا من اصلا مانعش نمی شم اما خودش وقتی اونا ماهواره شون روشنه میاد خونه مون ، میگه تلویزیونشون آدم بد داره!
من خیلی سعی می کنم او هیچ کمبودی از نظر عاطفی و شادی و بازی نداشته باشد تابستان که می شود ما تقریبا تمام عصرها را در پارک هستیم. توی خانه هم که می بینی ...
بچه ها خیلی به محبت احتیاج دارند سفارش شده تا قبل از هفت سالگی بی دلیل ببوسیدشون، اونا رو از محبت سیراب کنید خصوصا پدرها به دخترانشون و مادرها به پسر کوچولوهاشون کم محبت نکنند تا بعدها اونا دچار مشکل بشن.
به پدرش سفارش کردم با اینکه کلید داره همیشه زنگ در رو بزنه تا ما بریم استقبالشون ، بهشون خسته نباشید بگیم، فاطمه زهرا بدوئه سمت باباش ، باباش بغلش کنه ببوسدش ، حداقل 5 دقیقه تا غذا حاضر بشه باهاش بازی کنه. وقتی غذا خورد و استراحت کرد بازم برای بازی با فاطمه زهرا وقت بزاره.
هیچ وقت هیچ کاری را به او امر و نهی نکردم فقط سعی می کنم خودم رفتار درستی داشته باشم اگر دعای فرج را حفظ شده من به او نگفته ام خودش از تلویزیون شنیده یا وقتی بعد از نماز بلند دعا می کنم کنارم یاد گرفته، اگر دارد قرآن حفظ می کند یک بار به او نگفتم بگو بسم الله فقط برای خودم که نوار قرآن گذاشتم و دیده دارم حفظ می کنم می آید و یاد می گیرد.
اگر لازم باشد چیزی را به او آموزش بدهم هم سعی می کنم در قالب قصه باشد. قصه ی دختر خوب را اینجور وقتها برایش تعریف می کنم یک مامان بابایی بودند که خدا خیلی دوستشون داشت و برای همین بهشون یک دختر خیلی خوب داد این دختر خوب قصه ی ما... و بعد در داستان آن نکته را می گویم.
در طی تحقیقاتم یاد گرفتم که هیچ وقت نباید به بچه ها دروغ بگیم بلکه باید تلاش کنیم حقایق رو با توجه به سنشون و به زبان خودشون براشون بگیم، من هم هیچ وقت فاطمه زهرا رو از لولو و آمپول و این چیزا نترسوندم، فقط گفتم باید مراقب فریب شیطان باشیم، هیچ وقت نگفتم خدا دوسِت نداره، همیشه گفتم خدا همه رو خیلی دوست داره اما از کارهای بد ، بدش میاد. منم چون خداجون گفته تو رو دوست دارم
فاطمه زهرا بلده واسه همه چیز تشکر می کنه از خدا، نعمتهایی که داره رو می شماره و از خدا تشکر می کنه مثلا سر سفره اول از خدا تشکر می کنه بعد از من تشکر می کنه
وقتی فاطمه زهرا به دنیا آمد من شش ماه مرخصی داشتم بعد از اتمام این مدت مجدد به سر کارم برگشتم و تا دوماه هم رفتم اما رشد فاطمه زهرا متوقف شده بود او را که پیش دکتر بردم گفت مشکل جسمانی ندارد اما می فهمد که هر روز او را می گذارید و می روید. استعفا دادم. خیلی ها گفتند این کار را نکن! اشتباه می کنی! بچه عادت می کند! شش سال سابقه ی کار داری، حیف می شود و این حرفها اما... امانتم...
حیف نشد! هروقت یکی از این جور کارهای فاطمه زهرا را می بینم دلم شاد می شود که ارزشش را داشت. اصلا قابل مقایسه نیست. و البته همه اش لطف و یاری خداست که لحظه به لحظه به آن محتاجیم.
البته این انتخاب اصلا راحت نبود ، 6 سال سابقه کار مرا وابسته کرده بود و خصوصا که از محل کارم تلفن می کردند و اصرار داشتند که برگردم و من هم وسوسه می شدم اما همسرم که مشوق اصلی من در زندگی ام است به من گفتند: اگر آدم پول داشته باشد اما آرامش و آسایش نداشته باشد اصلا فایده نداره. راست می گفت، دخترم آرامش و آسایش نداشت و هیچ پولی این کمبود نبودن مرا برایش جبران نمیکرد.
چندین ماه بعد هم شنیدم که آقا فرمودند: مادر بودن برای کودک هیچ جایگزینی نداره هر شغل دیگری کلی آدم هستند که می تونند اونو انجام بدهند اما هیچ کس حتی پدر هم نمی تونه کمبود مادر رو جبران کنه ( متن کامل اینجا )
وقتی در خانه پیشش ماندم خود به خود رشد دخترم طبیعی شد حالا که وقت بیشتری داشتم مطالعاتم هم بیشتر شد ، خیلی از برنامه ها و سخنرانیهای مذهبی تلویزیون را که قبلا نمی توانستم ببینم را حالا از دست نمی دهم، سمت خدا، راه روشن، خانه محبت و ...
اصلا نمی خواهم به خاطر علمی که می شد بیاموزم و فقط به خاطر کوتاهی ام در آن جاهل مانده باشم، در بندگی ام، زندگی ام، در ارتباطم با خدا و بندگانش و امانتهای خاص او که منت گذاشته و به من سپرده است، خللی وارد شود.
حالا می توانم تحقیقاتم را هم کامل کنم . پروژه ای که روی آن کار می کنم موضوعش زندگی شاد اهل بیت است که متاسفانه خیلی به آن پرداخته نشده هروقت کامل شد می دهم شما هم در وبلاگتان قرارش دهید.
برچسبها: